ابو القاسم پاينده

100

نهج الفصاحة ( مجموعه كلمات قصار حضرت رسول ص )

نيز از معارضه دريغ نداشتند وحديث مجعولى را بحديث مجعولى مقابل مىكردند ، سنگى در قبال كلوخى ميزدند ، يكى از ايشان از آن پس كه توبه كرده بود اعتراف ميكرد كه ما اغراض خويش به قالب حديث مىكرديم . حاكم نيشابورى صاحب مستدرك گويد محمّد بن قاسم جابكانى كه از سران فرقهء مرجئه بود به تأييد مذهب خويش حديث ميساخت ، مرجئان منحفظان بودند كه در مسائل مورد خلاف چون خلافت وحق علويان وقتل عثمان خاموش بودند وميگفتند حقيقت حال خدا نيك‌تر داند . در فتنه‌هاى پياپى ، در يك قرن ، حكومت أموي وعصر اوّل عباسى نورسيده‌گان قدرت‌طلب فراوان بودند كه بتأييد خويش أحاديث مجعول ميخواستند واين كالاى فاسد به بهاى خوب ميخريدند . مختار بن أبي عبيده ثقفى كه گوئى نسبش نيز بمانند حال وكأرش مشكوك است به يكى از محدثان گفته بود : « از گفتار پيمبر حديثي در بارهء من بيار كه وى فرمود : از پس من مردى بيايد وانتقام خون فرزندم بگيرد واين خلعت ومركب وخادم وده هزار درم مزد آن بگيرد . » وأو گفته بود : « حديث دروغ از پيمبر نگويم اما از گفتهء أصحاب هر چه خواهى گويم ومزد هر چه خواهى ده كه حديث از پيمبر مؤكدتر اما عذاب سخت‌تر است . گوئى به همهء دورانها جعل حديث بيشتر براي جلب نظر أرباب قدرت ميكرده‌اند . گويند غياث بن إبراهيم بنزد مهدى عباسى شد ، بدو گفتند : « براي خليفه حديث گوى » ووى از پيمبر روايت كرد كه : مسابقه فقط در تير اندازى وسواري وكبوتر پرانى رواست . حديث پيمبر بيش از تير وأسب نيست والحاق كبوتر بخاطر خليفه بود كه دلبستهء كبوتران مىبود . مهدى كيسه زرى